ســــــرای دانش

وبلاگ کتابخانه دانش تجرک

ســــــرای دانش

وبلاگ کتابخانه دانش تجرک

یکی از شاخصه های ارزیابی رشد، توسعه و پیشرفت فرهنگی هر کشوری در عصر حاضر میزان مطالعه و کتاب خوانی مردم آن جامعه است.

۱۶ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است


روز میلاد امام حسین(ع)، مجالی است برای پاسداری نام پاسدار، این دلیرمردان روزگار و اسوه های ایثار.
سلام بر شما، مالک اشترها و ابوذرهای زمان که مصداق حرّیت اباعبدالله اید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۴۲
کتابخانه دانش

برگزاری کلاس قصه گویی از کتاب داستان هایی از زندگی امام رضا(ع) نوشته محمود پور وهاب (از کتاب های جشنواره رضوی) در مدرسه ابتدایی شهید چمران روستای تجرک

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۲۹
کتابخانه دانش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۲۷
کتابخانه دانش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۱۷
کتابخانه دانش


برگزاری اولین نشست کتابخوان(مدرسه ای) در سال جدید در مدرسه شهید چمران روستای تجرک برگزار شد که در این نشست 6 نفر از دانش آموزان به ارائه کتاب هایی از قبیل زیر پرداختند:

 

کتاب ازدواج با خورشید نوشته:احمد اکبرپور/ ارائه توسط:مهدی سهیلی/ ناشر:انتشارات فاطمی


کتاب دست نگه دار دزد نوشته:هتر تکاوک/ ارائه توسط:پویا طاهریان/ ناشر:انتشارات فاطمی

 

کتاب کلاغ سیاه به سفر می رود نوشته:بابک صابری/ ارائه توسط:محمدحسین پناهی/ ناشر:انتشارات فاطمی

 

کتاب مسافر هشتم نوشته:مژگان شیخی/ ارائه توسط:نگین پرهازه/ ناشر:انتشارات قدیانی

 

کتاب مهمان خراسان نوشته:سعید بیابانکی/ ارائه توسط:فائزه محمودی/ ناشر:انتشارات به نشر

 

کتاب فیل دریایی نوشته:اسدالله امرایی/ ارائه توسط:محمدرضا یزدان/ ناشر:انتشارات دنیای اقتصاد
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۵۴
کتابخانه دانش


عنوان:شنگال

 نویسنده: کیو مکلیر

 مترجم: زهره پریرخ

 انتشارات: فاطمی

 

شنگال دیگر چیست؟ چه اسم عجیبی!

شنگال چیزی است بین قاشق و چنگال؛ نه قاشق است و نه چنگال. نه قاشق‌ها او را در جمع خود می‌پذیرند نه چنگال‌ها. او روی میز غذا جایی ندارد و بسیار تنهاست.

شنگال برای پذیرفته شدن در بین قاشق‌ها و چنگال‌ها سعی می‌کند خود را به شکل آن‌ها در بیاورد؛ اما تلاش‌هایش برای این کار بی‌فایده است.

تا اینکه روزی پای یک بچه کوچولو که تا حالا از قاشق و چنگال استفاده نکرده است به آشپزخانه باز می‌شود. او نمی‌تواند قاشق و چنگال معمولی که بزرگترها از آن استفاده می‌کنند را در دستان کوچکش بگیرد و به چیزی احتیاج دارد که بتواند به راحتی با آن غذا بخورد؛ به چیزی که کمی قاشق باشد کمی چنگال؛ چیزی که خاصیت و ویژگی‌های هر دو را داشته باشد؛ کاری که نه قاشق‌ها از پس آن برمی‌آیند و نه چنگال‌ها، انگار فقط این شنگال است که از عهدۀ این کار بر می‌آید، فقط خود شنگال

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۰۰
کتابخانه دانش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۱۲
کتابخانه دانش

عنوان:شما که غریبه نیستید

نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی

 ناشر: نشر معین

بیشتر ما ایرانیان در دوران کودکی و نوجوانی از داستان‌های استاد «هوشنگ مرادی کرمانی» خاطرات شیرین و دلنشینی در ذهن داریم. خواندن زندگینامه نویسنده کتاب «قصّه‌های مجید» می‌تواند جذابیت ویژه‌ای برای علاقه‌مندان به این چهره ماندگار ادبیات کودک و نوجوان داشته باشد.

 صداقت و جسارت مسئولانه مرادی کرمانی در نگارش این زندگی‌نامه خودنوشت، بر ارزش و عیار «شما که غریبه نیستید» افزوده است.

این کتاب در قالب خاطراتِ واقعی و با رعایت ترتیب زمان وقوعِ هر ماجرا به رشتة تحریر در آمده است و رویدادهای تأثیرگذار و تأثربرانگیز بسیاری را از زندگی این نویسنده نام‌آشنا روایت می‌کند.

آشنایی با زندگی سخت و مقاومت عجیب‌ و دور از انتظار شخصیت هوشنگ در شما که غریبه نیستید؛ هوشنگ سال‌های کودکی را به‌عنوان انسانی بزرگوار و ارزشمند در چشم مخاطب تصویر می‌کند؛ شخصیتی که وقتی امروز به چهره آرام و مهربان آن می‌نگریم، نشانه‌های صبوری و استقامت او را در نگاه و لبخندش می‌یابیم و به این می‌اندیشیم که شاید ریشه دواندن در آن روزهای سخت است که به ساخته شدن این انسان موفق و تأثیرگذار انجامیده است. بی‌شک علاقه‌مندی بی‌حدوحصر هوشنگِ آن سال‌ها به کتاب و کتابخوانی در توفیق امروز او مؤثر بوده است.

همراهی با زندگی «هوشو» نوجوان امروز را با جلوه عینی و ملموسی از روبه‌رو شدن یک نوجوان خلاق و مستعد با ناملایمات ناگزیر زندگی، مواجه می‌کند.

جایزه ادبی مهرگان ادب، کتاب ویژه شورای کتاب کودک، کتاب برگزیدة کتابخانه بین‌المللی مونیخ و... ازجمله افتخارات این کتاب به شمار می‌رود.

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:

تخم‌مرغ رنگ می‌کنیم برای روز سیزده. توی دیگی علف می‌ریختیم و تخم‌مرغ را توی آب علف‌ها می‌جوشانیدم. سبز می‌شد. پوست پیاز می‌ریختیم زرد و نارنجی می‌شد... ننه‌بابا باحوصله روی تخم‌مرغ‌ها نخ یا پارچة باریک می‌پیچید. تخم‌مرغ‌ها که رنگ می‌شدند، آب از نخ‌ها نمی‌گذشت و جای نخ‌ها و باریکه‌های پارچه روی تخم‌مرغ سفید می‌ماند. خوشگل می‌شدند. (ص ۲۳)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۰۳
کتابخانه دانش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۲۷
کتابخانه دانش
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۲۲
کتابخانه دانش